ذکر مصائب تخریب و غربت ائمه مدفون در بقیع علیهم السلام
غـربـتآبـادِ دیـار آشـنـایـیهـا، بـقـیـع! هـمـدم دیـریـنـۀ غـمهای نـاپـیـدا، بقیع! در تو حتّی لحظهها هم بیقراری میکنند ای تـمام واژههای درد را معـنا، بقـیع! سنگفرش کوچههایت، داغهای سینهسوز شمع فانوس نگاهت، چشم خونپالا بقیع! تو بــلور روشـنـاییهای شـهـر یثـربی چون نگینی مانده در انگشتر بطحا، بقیع! هـمصدا با قـرنها مظلـومی آل رسول حنجری کو تا در این غربت کند آوا، بقیع! وسعت غمهای تو، دلهای ما را میبَرَد تا خدا، تا عشق، تا تنهـایی مولا، بقیع! قصّۀ مظلومیاش را با تو گفت آن شب که داشت در گلو، بُغض غریب ماتم زهرا، بقیع! در هجوم تیرگیها، در شب سردِ سکوت حسرتی میبُرد خورشید جهانآرا، بقیع! سیل اشک دیـدهها بـگـذار تا دریا شود این گره از چشم جان عاشقان بگشا بقیع! ای بهشت آرزو، گمکردۀ جانهای پاک ای زیارتگـاه یک عـالـم دل شیدا بقیع! |